توئیت سعید حجاریان، تئوریسین اصلاح‌طلب که می‌نویسد: «اصلاحات صندوق‌محور مرد! اما قبل از تدفین شکوهمند باید به اتاق تشریح برده شود تا علت مرگ روشن شود. آیا مرگ به علت کهولت سن بوده است یا می‌توان رد پای قاتل یا قاتلانی را پیدا کرد؟»
تاریخ مرگ ۲۸ خرداد

این سخن حجاریان اما از جهات مختلف قابل بحث و بررسی است. اولا اینکه اگر اصلاحات صندوق‌محور مرده است، آنچه از این جریان می‌ماند چیست؟ امکان احیا و بازگشت به عرصه سیاست‌ورزی دارد یا خیر؟ اصلا مرگ آن مورد تایید همه است یا اصلاح‌طلبان در این‌باره هم هنوز اختلاف نظر دارند؟ به فرض که مرده است، علت آن چه بوده، همانطور که حجاریان می‌پرسد، عمر اصلاح‌طلبی سرآمد یا اینکه قتلی در کار است؟

محمدصادق جوادی‌حصار عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز با نگاه حجاریان کاملا مخالف است. نه از این باب که اصلاحات و اصلاح‌طلبی را در موقعیت و شرایطی مناسب ارزیابی کند، بلکه از این جهت که بررسی پرونده پزشکان این بیمار یعنی اصلاحات را بر دفن جنازه آن اولی می‌داند.

«اگر اینک کالبد بی‌جان اصلاحات روی میز تشریح است، دلیلش تجویزهای نادرست‌، نابهنگام و تغذیه نامناسبی است که پزشکان مدعی تخصص در این حوزه از جمله خود آقای حجاریان انجام دادند و موجب شدند که وضعیت عمومی این بیمار روز به روز بدتر شد تا جایی که به قول دیگر ایشان باید دفن شود.»

«اگر قرار به تشریح جنازه اصلاحات است، اول باید دید که چه کسانی این بیمار را مدیریت کرده و چه داروهایی برایش تجویز کرده بودند. اگر قرار به کالبدشکافی جنازه است، پرونده تیم پزشکی بیمار هم باید بررسی شود؛ تیمی که عده‌ای از آنان بیش از بیمار و مقاومت بدنی او مقصر هستند. کسانی که یک روز می‌گویند تقلب شده و مردم را از صندوق رای ناامید می‌کنند اما مدتی بعد به عنوان پزشک متخصص، می‌گویند که تقلبی در کار نبوده و تشخیص ما اشتباه بوده است! مثل اینکه بعد از کندن دل و روده بیمار بگویند بیمار سرطان روده نداشته تومور مغزی داشته است‌‌. لذا بعد از آنکه دل و روده بیمار را دور انداخته‌ایم باید سراغ مغز وی برویم! با همین رویکرد است که هم خود بیمار را زمین‌گیر و فلج نموده و هم اطرافیان او یعنی مردم را دچار سردرگمی کردند.»

(با تاکید بر اینکه «این‌ها باید پاسخ دهند که چرا صندوق رای را از کارآمدی انداخته‌اند») «آن‌هایی که می‌گفتند فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا! باید بگویند که می‌خواستند با چه کسی چانه‌زنی کنند و موضوع چانه‌زنی آنان چه بود. چرا برای مردم توضیح ندادند که مساله آن‌ها حضور در قدرت و صندوق رای هم ابزار آن بود اما امروز چون از نگاه آنان صندوق کارآمدی ندارد، از دفن اصلاحات می‌گویند و فکر نمی‌کنند که شاید دیگرانی می‌توانند از آن استفاده کنند.»

«در یک نگاه واقع‌بینانه اصلاحات یک امر تدریجی است و آنچه که باید اصلاح شود، اصلاح در مدیریت اصلاحات است. دوره مدیریت اصلاح‌طلبان توسط جریان‌هایی مثل آقای حجاریان و تاجزاده با همه احترامی که برایشان قائل هستیم، به پایان رسیده است. این‌ها نمی‌توانند در چارچوب حاکمیت اصلاحی ایجاد کنند و ادامه رفتار آنان به منازعات غیرقابل کنترلی می‌رسد. به باور من ظرفیت روانی، فرهنگی و سیاسی جامعه ما اجازه این خرده‌فرمایش‌ها را به این عزیزان نمی‌دهد. جامعه امروز در شرایطی نیست که پشت سر اینها راه بیفتد و با امر و نهی‌شان پیروی نشان بدهد. این چه گفتمانی است که یک روز می‌گوید اصلاحات مرد، یک روز می‌گوید صندوق رای مرد. از این مرده‌انگاری چه می‌جویند. همین نگاه مرگ‌محور از اول انقلاب ما را دچار مصیبت کرده است مگر ما در دوم خرداد نگفتیم زنده‌باد مخالف من!؟».

«اصلاحات را در هیچ محضری به نام این‌ دوستان‌ ارجمند سند نزده‌اند، بلکه اصلاحات امری عمومی است که سند مشاع دارد. همه دلدادگان به ایران و مردمش به سهم خودشان در پروسه اصلاح‌طلبی و در پروژه چگونگی مداخله در امر تعیین سرنوشت به خصوص در انتخابات‌ها سهم مساوی دارند و بسته به تلاشی که می‌کنند، می‌توانند سهم خود را افزایش دهند.»

«ضمن احترام برای این دوستان ارجمند و پاسداشت قدر و قیمت تلاش‌های ارزشمند آنان معتقدم که اول باید کارنامه مدیران پروسه اصلاحات در این چند سال مورد واکاوی قرار بگیرد. کسانی که هر روز و در هر دوره انتخاباتی به شکلی باعث سردرگمی و کاهش توان اصلاحی کشور شده و چون ظاهرا نظریات خودشان به پایان خط رسیده‌، می‌گویند اصلاحات مرده است.»/جهان صنعت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *